به گزارش«سراج24» بازار هم در کنار همه اقشار مردم در پیروزی انقلاب اسلامی سال 1357 نقش داشته است.امروز انتظار میرود بازار اسلامی در جامعه وجود داشته باشد که در آن بازاری فقط به فکر سود مادی خود نباشد، بلکه رعایت حال مصرف کننده را هم داشته باشد و به مصداق آیه «رجال لا تلهیهم تجارة و لا بیع عن ذکر الله»، کسانی را در بازار ببینیم که نه خرید و فروش و کسب و کار آنها را از یاد خدا غافل نکند. روزی بر سر در مغازه ها نوشته شده بود جنس فروخته شده پس گرفته میشود، نسیه و حتی قرض دستی هم میدهیم، امروز بر عکس نوشته شده، جنس فروخته شده به هیچ عنوان پس گرفته یا تعویض نمیشود، نسیه نداریم، حساب دفتری نداریم، لطفا سوال نفرمائید.
در این زمینه با احمد کریمی اصفهانی دبیرکل جامعه انجمنهای اسلامی اصناف و بازار گفتوگو انجام دادهایم که تقدیم خوانندگان میشود:
فارس: با توجه به سابقه جنابعالی در بازار از حضور اصناف و بازاریان در انقلاب اسلامی بگوئید؟
کریمی: باید بپذیریم انقلاب اسلامی یک انقلابی بود که محدود به چهاردیواری ایران نبود، دلیل آن این است که امام فرمود جمهوری اسلامی و بعد دنبال مکتب اسلامی بود که اهداف بزرگی دنبال میشد.
امام فرمود ما راه مشکلی در پیش داریم، اول اسلامی کردن ایران سپس اسلامی کردن جهان اسلام و بعد از آن جهانی کردن اسلام و سپردن به صاحب اصلی آن است. اگر این اهداف بزرگ را به دقت نگاه کنیم، پی میبریم جمهوری اسلامی چه هدفی را دنبال میکرد.
مقام معظم رهبری نیز طی مواضعی در صحبتهای متعدد عنوان داشتهاند، انقلاب چه اهدافی را دنبال میکند.
هر مسلمان که در خانه و شهر خود زندگی میکند، این نیست که نسبت به جامعه اسلامی بیتفاوت باشد، بلکه تکلیف جهانی شدن اسلام را هم داریم و از این زاویه متوجه میشویم که انقلاب اسلامی چه انقلابی در جهان به وجود آورده، شاید دشمنان ما بیش از ما به اهداف پی ببرند. تمام دنیا در مقابل نظام جمهوری اسلامی میایستد و میفهمد که امام چه هدفی را دنبال میکند. مسائلی که در کشور ما به وجود میآید، شاهد این است که ماموریت انقلاب چیست. در ابتدای انقلاب مسائل قومیتی و اختلافات را علم کردند و به جان نظام انداختند و می خواستند اهداف خود را با اختلاف دنبال کنند، اما با مدیریت امام خمینی (ره) این فتنهها خشکیده شد.
*امتیاز مردم ایران
یک امتیازی که مردم ما دارند، این است که حول محور جمهوری اسلامی قرار میگیرند. بعد از پیروزی انقلاب، 8 سال دفاع مقدس مطرح شد. سلاحهایی که در اختیار دشمن قرار داده میشد، از 40 کشور دنیا به رژیم صدام کمک میشد، یعنی تمام کفر در مقابل انقلاب اسلامی صف کشیده بود و این مسائل زمانی توفیق داشت که مردم زیر سایه اسلام و رهبری امام قرار گرفتند، چون اسلام انسان را وظیفهمند میکند.
*دو عامل پروزی انقلاب اسلامی
دو چیز که لازمه پیروزی بود، یکی رهبری امام و در ادامه آن رهبری مقام معظم رهبری این بزرگمرد بود و دیگری تبعیت همهجانبه ملت از ولایت بود. اگر به تاریخ مراجعه شود، ائمه اطهار (ع) نیز دنبال این بودند که مردم حول محور اسلام جمع شوند و بعد از ائمه هیچ حکومتی مانند امام نتوانست مسائلی را که ائمه دنبال آن بودند مردم را به همان سمت و سو بکشاند. در همه صحنهها حضور مردم بود که هر نوع توطئه را میتوانست خنثی کند و هر تجاوزی را دفاع کند.
*تلاش عدهای برای خط زدن تاریخ
مسئله 8 سال دفاع مقدس کم نیست، گرچه برخی افراد امروز میگویند و میخواهند القا کنند که در گذشته کاری نشده و بخشی از تاریخ را می خواهند، خط بکشند، دولت نهم و دهم میخواست بخشی از تاریخ را خط بکشد، ولی مقام معظم رهبری همه آنها را خنثی کرد و برگ زرینی در امامت بر جای گذاشت.
*مسابقه برای رفتن روی مین
در این مملکت در زمان دفاع مقدس جوانان برای اینکه روی مین بروند و جان خود را فدا کنند، از یکدیگر سبقت میگرفتند. در کجای دنیا چنین موردی دیده میشود و این فداکاریها در سایه اسلام است و اینکه همه از یک سرباز امام زمان (ع) که همان رهبری امت است پیروی میکنند، مسئله اصلی اسلامیت نظام و ولی فقیه است که در راس نظام قرار دارد و توانسته تمام اقشار را به صحنه بکشاند، یکی از آن اقشار هم اصناف و بازاریان بودند که ممکن است خیلی فعال بودهاند، اما به نظر من جدا کردن اقشار و سهم دادن به اقشار یکی از زمینههایی است که مشکل ایجاد میکند. اگر پیروزی انقلاب در سال 57 انجام شد حضور بدون استثناء همه اقشار مردم بود و اگر پیروزی در 8 سال دفاع مقدس ایجاد شد ،حاصل حضور همهجانبه اقشار در کنار یکدیگر و در کنار آن بازار و اصناف بود.
*ارتباط بازار تهران با کل کشور
به لحاظ ارتباط تنگاتنگی که بازار با اقشار گوناگون مردم دارد، از برخی از این مسائل زودتر مطلع میشود، به ویژه بازار تهران که ارتباط با کل کشور را دارد و انتقال خبرها و مسائل به راحتی در آن انجام میشود.
فارس: در مورد سوابق بازار و اصناف در پیروزی انقلاب اسلامی بیشتر بگویید.
کریمی: سوابق بازار در مسئله مشروطیت، نهضت تنباکو و ملی شدن صنعت نفت بازار در کنار روحانیت نقش مهمی داشت و حضور بازار رنگ و بوی بیشتری داشت. ارتباط با روحانیت و حوزهها باعث شده بود که بازار پیشقدم باشد و در مورد احساس مسئولیت و مسئله انقلاب اسلامی هم حتی قبل از سال 1342 در مسائل متعددی که ایجاد میشد بازار نقش آگاهی دادن به مردم و پخش اعلامیهها، اطلاعیهها و نوار های سخنرانی را برعهده داشت. سال 42 و ترور حسنعلی منصور اگر مورد مطالعه قرار گیرد، مجموعهای که این کار را کرد.
*بازار در نهضت ملی شدن نفت،تنباکو و مشروطیت
این اصناف و بازار بود که در کنار آیتالله کاشانی بازار نقش پر رنگی در ملی شدن نفت ایفا کرد. حتی قبل از آن در نهضت تنباکو که بیشتر آن به نام بازار ثبت شده و در حرکت مشروطیت اکثر آنها در تبریز و جاهای مختلف بازاری بودند. در سال 42 که با محوریت امام قیام شد بازار نقش مهمی داشت اما در سال 57 به دلیل آگاهی همه اقشار مردم همه وارد گود انقلاب شدند.
قبل از سال 57 اعتصابات مطرح بود، دولت وقت رژیم گذشته مانع این بود که حقوق اعتصابکنندگان پرداخت شود، لذا جلسات متعددی در بازار برای کمکرسانی به کارمندان اعتصاب برگزار شد و در مورد کارکنان شرکت هم و اعتصاب بستن شیرهای نفت قرار شد، از طرفی با اعتصاب رژیم طاغوت فلج شود، از طرفی برای تامین حداقل معاش این کارکنان امکاناتی به صورت مخفیانه و با کمک تجار به خانوادههای آنها داده شود.
تعدادی از بازاریان این مسئله را مدیریت میکردند و به کارکنان شرکت نفت کمک میکردند. هر کس یک منطقهای از تهران را پوشش میداد همچنین مجروحان انقلاب در همین محل جامعه انجمنهای اسلامی خیابان 15 خرداد مداوا میشدند.
*کمک به مجروحان انقلاب با خون تازه
گروه خونی تعدادی از بازاریان گرفته شده بود و چون امکان رفتن مجروحان به بیمارستان وجود نداشت وقتی نیاز به انتقال خون بود، خود افراد خون دهنده حاضر میشدند و به فرد مجروح و خونگیرنده مستقیم خون اهدا میشد.
خود من مسئولیت مجروحین را داشتم که با کمک دکتر زرگر که در ابتدای انقلاب وزیر بهداری بود، به مداوای مجروحان میپرداختیم. قبل از آن دکتر زرگر رئیس بیمارستان سینا بود و به صورت مستمر و با هماهنگی بنده و ایشان تمام مجروحان به اینجا منتقل میشدند و یا به اشکال مختلف و با عناوین گوناگون مانند از پله افتادگی و یا بیماری در منزل در بیمارستان بستری میشدند، در حالی که این مجروحان در صحنه درگیری انقلابیون و رژیم شاه مجروح شده بودند و به صورت عادی امکان بستری شدن در بیمارستانها را نداشتند، اما با کمک دکتر زرگر مثلا به عنوان سقوط از نردبان در پرونده بیمار ثبت میشد.
*تلاش رژیم گذشته برای گرانی و کمبود کالا
رژیم پهلوی آن موقع سعی میکرد، کمبود و گرانی در جامعه ایجاد شود اما بازاریان برنامهریزی کرده بودند و فروشگاههای متعددی پر از اجناس و کالاهای عمده شده بودند و عدهای برای بستهبندی و فروش آن کالاها به صورت رایگان خدمت میکردند، تا ارزاق عمومی در اختیار مردم قرار گیرد. مثلا مرغ کیلویی 4 تومان بود و قیمت 5 ریال کمتر به دست مشتری میرسید. در ابتدای انقلاب جو همدلی حاکم بود و صداقت بین مردم حکمفرما شد، در زمان جنگ هم مردم در پی ذخیرهسازی ارزاق نبودند و اکثر مراجعات فقط به اندازه مصرف روزانه خود کالا میخریدند. مثلا کسی یک شانه تخممرغ یکجا نمیخرید، بلکه به اندازه نیاز خود چند دانه تخممرغ خریداری میکرد و این یکی از امتیازات اول انقلاب بود که همدلی بین مردم برقرار بود. زمان امام زمان هم طبق روایات این گونه است که هیچ کس در جیبش بسته نمیشود و اگر کسی نیاز دارد، از جیب برادرش بر میدارد که او هم بیش از احتیاج بر نمیدارد.
*صفا و صمیمیت مردم اول انقلاب
در یکی دو سال قبل و بعد از انقلاب چنین وضعی مکرر دیده میشد، در جایی که توزیع کالا بود مردم به اندازه نیاز خرید میکردند، یا اگر خیابان تصادفی انجام میشد، نیاز به پلیس نبود قبل از رسیدن پلیس مسئله به سلامت حل میشد گاهی موقع توزیع مرغ به کسی اصرار میکردیم که 5 عدد مرغ بخرد، ولی او به اندازه نیاز خرید میکرد و هیچ حرص و ولعی در کار نبود. از طرفی دلیلی نداشت که کسی کالای خود را گرانتر بفروشد، یا بیش از حد مصرف خریداری انجام شود و باید الان اعتراف کنیم، این فرهنگ را نتوانستیم برای جامعه امروز حفظ کنیم. ما به عنوان امالقرای جهان اسلام باید رعایت موازین اسلامی را انجام دهیم، اما به دلیل بدسلیقگی برخی از مسئولان این فرهنگ حفظ نشد، علیرغم اینکه امام و رهبری سعی میکنند صداقت و بردباری در جامعه حکمفرما شود، اما سوالاتی که مقام معظم رهبری در سفر استانی به خراسان شمالی در زمینه وضعیت رانندگی و برخی از مظاهر اجتماعی مطرح کردند، نشان میدهد، اگر بر مبنای برادری در اسلام بود مشکل ایجاد نمیشد، امروز هر مشکلی که داریم باید اعتراف کنیم به خاطر فاصله گرفتن از اسلام است مشکلات ما اگر زیاد شده و اگر بدبختی در جامعه رخ داده به خاطر فاصله گرفتن از اسلام است. باید به صداقت برسیم و باید تابع اسلام و ولایت باشیم. 34 سال از انقلاب اسلامی گذشته رمز ماندگاری و اقتدار نظام تبعیت بدون چون و چرا از ولایت است و اگر این رمز حفظ شود همه دنیا هم نمیتواند، مقابل ما بایستد، همان گونه که خداوند در قرآن فرمود «و انتم الاعلون ان کنتم مومنین» یعنی اگر ایمان و صبر و برادری داشته باشید شما برتر هستید.
در اسلام تبعیت از مولا است که با این تبعیت در حصار امن میمانیم. همانگونه که امام رضا (ع) فرمود «کلمه لااله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی بشرطها و انا من شروطها» یعنی پیروی از امام شرط داخل شدن در حصار امن ایمان و نجات از عذاب الهی است.
فارس: قرار بود با ایجاد انقلاب اسلامی بازار نیز اسلامی شود، حتی شبکه بانکی باید اسلامی شود. آیا به نظر شما بازاری که اکنون وجود دارد اسلامی است یا شبکه بانکی موجود را میتوان گفت اسلامی است؟ ایا مواردی مانند انصاف و ارزانفروشی در بازار وجود دارد؟
کریمی: باید اعتراف کنیم بازار در خیلی از صحنههای انقلاب پیشتاز بود، حتی صندوقهای قرضالحسنه و صندوقهای خیریه عمدتا در بازار تشکیل شدهاند و بازاریان آنها را راهاندازی و اداره کردهاند اما بعد از اینکه نظام اسلامی برقرار شد، خیال بازاریان راحت شود و به جای اینکه خودش تکلیف همه چیز را روشن کند در زمان طاغوت که نظام غیراسلامی بود، یک تاجر اول وارد درس میشد و به فرموده آن حدیث که «الفقه ثم المتجر» یعنی اول فقه و احکام کسب و تجارت را بیاموز سپس به تجارت بپرداز و بازاریان روش داد و ستد و کسب را و اینکه اسلام چه دستوری داده است و چگونه باید روزی حلال کسب کرد، آنها را یاد میگیرد. اکثر بازاریان خود را ملزم میدانستند که در دایره درس علما بنشینند ، اما بعد از انقلاب فکر میکردند این مسئله را خود حکومت و نظام اسلامی مدیریت میکنند، اما نظام هم این مدیریت را انجام نداد. در نتیجه بازار تنزل پیدا کرد قبلا در بازار عده زیادی مجتهد بودند و به طور وفور مجتهد پیدا می شد، الان خیلی کاهش پیدا کرده است. جوانها به جای افراد بزرگتر نشستهاند، در حالی که مانند آنها احکام دین در تجارت و کسب و کار را نمیدانند.
*عارفهای بازار
آن موقع خیلی از عارفها از دل بازار بیرون میآمدند امروز جوانانی هستند که نمیدانند قاعده خرید و فروش چیست و نمیدانند مشتری یعنی چه. آن موقع علما میگفتند مشتری کسی است که از طرف خدا برای روزی رساندن آمده است و روزگاری بر سر در مغازهها نوشته شده بود، کالایی که فروخته شد، پس گرفته میشود، اما امروز برعکس برسر در اکثر مغازهها مینویسند کالایی که فروخته شد به هیچ وجه پس گرفته نمیشود، حتی امروز عدهای از کسانی که در راس اتحادیهها نشستهاند از دل بازار بلند نشدهاند، به ویژه در دولت نهم و دهم که اتحادیهها از جایگاه خود خارج کردند.
افراد وزین حاضر نیستند در اتحادیهها قرار گیرند و به دلیل امریههای دولت نمیخواهند در اتحادیه باشند. ما هم نمیتوانیم این مسئولیت را انجام دهیم. آن روز بازار خودش را جدا از نظام شاهی میدانست، اما امروز ما خود را جزء نظام اسلامی میدانیم. این مسائل در بخش توزیع کالا بود. در بخش تولید هم مهم است باید امکانات دولتی و تسهیلات برای تولید ملی اختصاص یابد و با برنامه میتوان تولید را حمایت کرد. در خیلی از موارد موافقت اصولی گرفته میشود و به جای اینکه تبدیل به کالا و خدمات و یا کارخانه شود، اما تسهیلات آن در جایی دیگر مطرح میشود و این در دولتهای قبل هم به تولید توجه نشد که کسانی که تسهیلات گرفتهاند چه کار کردهاند و این باعث ضرر فاحش به تولید شد.
*عدم توجه به تولید
البته در دوره دولت نهم و دهم لطمه زیادی به تولید وارد شد، به خصوص در یکی دو سالی که قانون هدفمندی یارانهها اجرا شد و قیمت حامل های انرژی باید افزایش مییافت و هزینه تولید از این محل بالا رفت، اما مجلس پیشبینی کرده بود 30 درصد درآمد هدفمندی یارانهها به تولید اختصاص پیدا کند، اما این کار انجام نشد در نتیجه تولید نتوانست خودش را با شرایط جدید تطبیق دهد. مثلا قرار بود، اگر کامیونی که در هر 100 کیلومتر 50 لیتر گازوئیل مصرف میکند، با افزایش قیمت گازوئیل باید کامیونی تولید شود که در 100 کیلومتر فقط 20 لیتر سوخت مصرف شود و باید ناوگان حمل و نقل نوسازی شود، تا اثر افزایش قیمت حاملهای انری را جبران کند اما این کار انجام نشد. قیمتها که افزایش یافت گرانی متوجه مردم کوچه و بازار شد و افزایش قیمت حاملهای انرژی به مردم منتقل شد، باید دقت بیشتری برای حمایت از تولید میشد، اما این کار نشد و در کشور ما قیمتها به گونهای است که وقتی بالا میرود در بالا رفتن قیمت به راحتی انجام میشود، اما اگر قیمت بخواهد پایین بیاید به سختی انجام میشود.
*تبعیت اصناف از شرکتهای دولتی در افزایش قیمت
به گونهای که حتی شرکتهای دولتی هم این گونه رفتار میکنند و از آنجا که «الناس علی دین ملوکهم» خیلی از اصناف هم از شرکتهای دولتی تبعیت میکنند. کالاهایی که در ید دولت است وقتی چند برابر قیمت میشود اصناف هم این کار را انجام میدهد، در حالی که یک مسلمان نباید قیمتها را یکباره چند برابر کند. مثلا پراید که توسط شرکتهای بزرگ دولتی تولید میشود 5 تا 6 میلیون تومان بود، اما امروزه به 20 میلیون تومان افزایش قیمت پیدا کرده است. چه کسی این کار را انجام داده است. آیا دولت که افزایش قیمت داده میتواند به اصناف بگوید افزایش قیمت ندهید. رطب خورده کی منع رطب تواند کرد.
*تعزیرات دست اتحادیه باشد
یک بخش دیگر تعزیرات است که معتقدم تعزیرات نباید دست دولت باشد و این تعزیرات اگر دولتی شد مروج گرانی است و به جای مهار گرانی به افزایش قیمت منجر میشود. تعزیرات باید در اتحادیهها باشد و اتحادیهها میتوانند اصناف را کنترل و مهار کنند چون آنها خوب می دانند چه چیزی گران شده و در کجا احتکار شده است، دولت به جای حمایت از مصرفکننده خیانت به مصرفکننده انجام میدهد.
فارس: قبلا پیوستگی بین بازار و مردم مشاهده میشد، امروز چنین چیزی دیده نمیشود انسان احساس میکند بازار چیزی جدا از مردم است و به مشکلات مردم توجه نمیکند، چرا این گونه است.
کریمی: این فاصله گرفتن به خاطر دوری از دین است. دین انسان را به منزل میرساند اما دور شدن از دین انسان را به انحطاط میکشاند زمانی که دین داشتیم برادری وجود داشت، ولی وقتی دین نبود هر کس طرف خودش را به عنوان طعمه میبیند. دیگر مشتری را فرستاده خدا نمیدانند و این فرهنگ منحصر به بازار و اصناف نیست. هر کس فکر میکند با زیادهخواهی باید همه چیز را برای خود بخواهد در حالی که قبلا این گونه نبود. هنوز دولت و صدا و سیما نتوانسته کار فرهنگی درستی انجام دهد. مردم باید بدانند با چنین وضعیتی انسان نمیتواند در زندگی اسایش داشته باشد، بلکه اگر دین در جامعه حاکم شود برادری و صفا حاکم میشود. مردم میتوانند حداقل زندگی را داشته باشند و در آن صورت محتاج در جامعه پیدا نمیشود و نمیتوان گفت: همه مواهب زندگی برای عدهای باشد اما عدهای حداقل زندگی را هم به سختی تامین کنند و لذا این آسایش و امکانات نیست. امروز شاهد افزایش سرقت و جرم در جامعه هستیم و همه کسانی که سرقت می کنند دزدان حرفهای نیستند، برخی از آنها به خاطر احتیاج دست به این کار میزنند اگر جامعه حقوق فقرا را رعایت نکند و ظلم انجام دهد در جرم آنها سهیم هستیم، زیرا از هر کس در روز جزا شخصا سوال میشود. من نمیگویم همه اصناف این گونه هستند، اما باید بدانیم ظلم و گرانفروشی و اجحاف به حق دیگران پایدار نیست. *سود کم و فروش بیشتر با برکت بیشتر
انسان میتواند با یک حداقل زندگی کند و در حداقل سود حداکثر خیر و برکت وجود دارد و این برکت است که عدهای با دور شدن از اسلام از آن فاصله گرفتهاند و به سقوط انسانیت منجر شدهاند و به همه چیز با عینک دنیایی نگاه میکنند. مثلا قبلا در بازار اسلامی نسیهفروشی و یا پس گرفتن یک جنس بعد از فروخته شدن وجود داشت، چون بازاری آن روز به حدیث امام صادق را عمل میکرد که «من اقالالمسلم، اقالالله عثرته یومالقیامه» یعنی هر کس به درخواست برادر مومنش معامله با او را به هم بزند، خداوند روز قیامت گرفتاری او را برطرف میکند، اما امروزه بر سر در بسیاری از مغازهها مینویسند، نسیهفروشی نداریم و یا مینویسند جنس فروخته شده به هیچ عنوان پس گرفته نمیشود، چون اعتقاد به برکت خدا کمرنگ شده است و اعتقاد به معاد است که باعث میشود انسان شرایط مشتری ضعیف را هم در نظر بگیرد و اگر جنس فروخته شد ولی مشتری ناراضی بود، آن را پس بگیرد و این مبنای دینی دارد.
*کلاه سر مشتری نگذاریم که کلاه سر خود گذاشتهایم
فردی یک روز تعریف میکرد که یک مشتری ناآشنا و به قول خودش دهاتی به تورش خورده و هرچه توانسته به او گران فروخته است و این را با خوشحالی تعریف میکرد، اما یکی از بزرگان به او گفت تو سر خود کلاه گذاشتهای اگر قرار باشد، روز قیامت سوال شود که خداوند این فرد را فرستاده بود و تو با نماینده خدا چه کردی چه جوابی به او خواهی داد؟ از طرفی در این دنیا هم کسی که گرانفروشی کند مشتریهایش را از دست میدهد، پس باید اعتقاد مردم به معاد و خدا محکمتر شود.
فارس: با وجود اینکه شعار حمایت از تولید داخل داده میشود، اما چرا وقتی وارد بازار میشویم نه تنها رنگ و بوی اسلامی دیده نمیشود، بلکه رنگ و بوی ایرانی هم کمتر شده است و اکثر فروشندگان به فروش کالای بیکیفیت چینی میپردازند.
کریمی: این یک مسئله است اسلام سفارش کرده است، هر چیزی که یک مسلمان میسازد، باید بهترین و محکمترین و برترین باشد. موقعی حضرت رسول (ص) که مسلمانی را دفن کرده بود، قبر وی را محکم درست کرد، وقتی از او سوال شد قرار است، این بدن در خاک پوسیده شود، چه لزومی دارد قبر آن را محکم کنید آن حضرت فرمود مسلمان هر کاری که انجام مِ دهد، باید درست انجام دهد.
از وظایف مسلمانان این است که کالایی که میسازند، به گونهای باشد، انگار برای خودش است و باید بهترین کالا را بسازد و اینکه کالای داخلی کمتر مشتری دارد، یک بخش به خاطر مسئله کیفیت است که بدون توصیه میتوان کالای باکیفیت را در بازار داخلی عرضه کرد و این یک فرهنگسازی است و هرگز آدم عاقل جنس خوب را رها نمیکند که سراغ جنس بیکیفیت برود. مسئله بعدی قیمت است که مردم دنبال کالای با کیفیت و ارزان میگردند. از طرفی امکانات نظام باید در اختیار تولید قرار گیرد، تا تولیدکننده کالای باکیفیت بیشتر و هزینه کمتر تولید کند، در آن صورت قیمت ارزانتر میشود، اگر کیفیت بهتر و قیمت کمتر بود بدون اینکه شعار دهیم فرهنگ مصرف کالای داخلی بیشتر میشود، اما موانعی که دولت برای تولید ایجاد میکند هر کسی ترجیح میدهد، تولید را رها کرده و دنبال دلالی و یا اینکه دنبال کار بیدردسر باشد. کشور ما یک کشور وارداتی بود و روز به روز واردات بیشتر میشود. 40 تا 50 درصد کالاهای مغازه بازار جنس چینی است، چرا باید این قدر کالای چینی عرضه شود اگر تدبیری اندیشیده شود، کالای مصرفی کمتر وارد میشود و به جای شعار کالای داخلی باید طوری تولید شود که مردم رغبت بیشتری به خرید آن داشته باشند و معضل تولید باید برطرف شود. هرگز زوری نمیشود مردم را وادار کرد کالای داخلی خرید کنند. ما با عرضه کالاهای چنینی بازار بیگانگان را رونق می دهیم و به کسانی که مخالف نظام اسلامی ما هستند سرویس میدهیم چه کسی باید این مسئله را مدیریت کند این وظیفه مدیران جامعه است مردم کوچه و بازار نمیتوانند بازار را سامان دهند و اگر کالای داخلی حمایت شود مردم استقبال میکنند.
فارس: مسئله نوسان ارزی و نقش دولت در تولید چگونه ارزیابی میشود؟
کریمی: مسئله ارز که از مدیریت دولت خارج شده یکی از مجتهدان تهران مطلبی گفت کسانی که بدون نیاز واقعی به خرید ارز اقدام میکنند، کار خلاف شرع و حرام انجام میدهند و این به معنای تقویت اقتصاد بیگانه و دشمن است. اگر این فرهنگ در جامعه ما جا افتد که بدون نیاز ارز خارجی و دلار آمریکایی تقاضا نکنیم آن موقع نوسان ارزی ایجاد نمیشود و این یک سوءمدیریت آشکار است که دولت نتوانست بازار ارز را کنترل کند و نوسان شدید در قیمت ارز اتفاق افتاد و دلار به صورت یک کالا در آمده است و این بزرگترین خیانت به نظام کشور است. هر کس فکر کرد باید در کالای خود افزایش قیمت دهد حتی خیلی از آپارتمانها به خاطر نوسان ارزی افزایش قیمت پیدا کرده بود. امروز عدهای از مردم مقداری دلار در خانه دارند و این به نفع اقتصاد آمریکاست و مجانی برای تقویت اقتصاد آمریکا به تقاضای خرید دلار اقدام میکنند. آمریکا به صورت مجانی بر دوش عدهای از مردم سوار شده و دلیل آن سوءمدیریت است مردم هم دقت نمیکنند و این افزایش قیمت دلار تلافی جاهای دیگر است.
بنده در جایگاه فقهی قرار ندارم، اما از جنبه اقتصادی میگویم خرید و فروش دلار بدون داشتن نیاز واقعی از نظر اقتصادی حرام است. *عطش ارزی توسط دولت
اما دولت عطش ارزی در مردم ایجاد کرد و این عطش ارز باعث بیبندوباری قیمتها و گرانی شده است، چرا عدهای از مردم تصور میکنند، باید برنج در خانههای خود ذخیره کنند، اگر آرامش قیمت در بازار وجود داشت، کسی به ذخیره کردن برنج به اندازه 100 کیلو یا 200 کیلو اقدام نمیکرد، بلکه به اندازه مصرف خود برنج خریداری میکرد و آنهایی که برنج در خانه ذخیره می کنند، عاقبت آن را فاسد کرده و دور میریزند. در هیچ کشوری یک مشتری بیش از نیاز خود برنج خریداری نمیکند، اما اینجا عدهای به قصابی میروند و شقه گوشت گوسفندی خریداری میکنند، سپس آن را در فریزر ها جاسازی میکنند که هم ارزش قضایی گوشت را از بین میبرند و هم گوشت تازه را تبدیل به کود کرده و سپس مصرف میکند، در حالی که میتوان هر بار به اندازه نیاز گوشت تازه خریداری کرده و تقاضا هم افزایش نیابد.کالا به قدر کافی در کشور وجود دارد، نباید به خاطر حرص و طمع باعث بینظمی در جامعه شد.
مردم به خوبی در صحنههای انقلاب حاضر میشوند، 34 سال از اسلامی انقلاب میگذرد، مردم در سرما و گرما در راهپیمایی 22 بهمن شرکت میکنند، دولت، مجلس و سایر قوا باید قدر این مردم انقلابی را بدانند و مطابق شان آنها خدمت کنند.
0نظر